تولید ناخالص داخلی یکی از معیارهای اندازهگیری دراقتصاد است. تولید ناخالص داخلی در بر گیرنده مجموع ارزش کالاها و خدمات نهایی است که در طی یک دوره معین، معمولاً یک سال، در یک کشور تولید میشود. در این تعریف منظور از کالاها و خدمات نهایی، کالا و خدماتی است که در انتهای زنجیر تولید قرار گرفتهاند و خود آنها برای تولید و خدمات دیگر خریداری نمیشوند. محاسبهٔ تولید ناخالص داخلیویرایش تولید ناخالص ملی در کشورهای مختلف در سال ۲۰۰۵ روشهای مختلفی برای محاسبهٔ تولید ناخالص داخلی موجود است. محاسبهٔ مجموع ارزش افزوده، محاسبه با نگرش مصرف و محاسبه با نگرش درآمد، سه روش متداول انجام این کار هستند. محاسبه با نگرش مصرف به این شکل است: تولید ناخالص داخلی = مصرف خصوصی +سرمایهگذاری + مصارف دولتی + (صادرات - واردات) انتقادها به مفهوم تولید ناخالص ملیویرایش به مفهوم تولید ناخالص ملی انتقاداتی وارد آمدهاست. از جمله: تولید ناخالص ملی تولیدی را که در بخش غیر پولی اقتصاد انجام میشود به حساب نمیآورد مانند کارهای خانهداری و کارهای اجتماعی چون مراقبت از سالمندان و بیماران در چهارچوب خانواده، تولید خانگی وهزاران شبکهٔ تولید و مبادله که در اقتصاد «سایه» یا زیرزمینی انجام میگیرد. ارزش این نوع تولید غیررسمی در برخی از کشورها ۶۰ درصد تولید ناخالص ملی محاسبه شدهاست. محاسبات تولید ناخالص ملی در مورد توزیع تولید یا ثمرات آن هیچ اطلاعی به ما نمیدهند. این محاسبات از ماندگاری و پایایی عملکردهای اقتصادی دخیل در تولید هیچ نشانههای به دست نمیدهند. برای مثال، نظام مزرعه داری آمریکا سودهای هنگفتی (برای برخی از مزرعه داران) ایجاد میکند، اما از جهت نسبت انرژی به کار رفته در نظام و ارزش کالریک خوراک تولید شده در این نظام، بسیار ناکارآمد است.[۲]تولید ناخالص ملی خسارتهای تولید به ویژه خسارتهای زیستمحیطی را به حساب نمیآورد. با توجه به این انتقادها، این واقعیت که تولید ناخالص ملی هنوز شاخصهای اصلی سلامت اقتصادهای ملی است، از دیدگاه احزاب سبز نشانهٔ نوعی نزدیک بینی است که از توجه بیمارگونه به رشد اقتصادی سرچشمه میگیرد.
آرینا کاظمی
برچسب:
نویسنده: آوا اسماعیلی
تاريخ: چهارشنبه
14 اسفند
1398 ساعت: 20:36